تبلیغات
بسیجی

بسیجی
قالب وبلاگ

بعد از عملیات((مطلع الفجر)) كه در منطقه گیلان غرب انجام گرفت، پیكر چند تن از شهدا در منطقه جا ماند و تخلیه اجساد شهدا به دلیل آتش دشمن ممكن نبود. بچه ها پرندگانی را كه قصد نشستن بر جنازه های شهدا را داشتند با تیر می زدند تا پیكر شهدا را نخورند.

جنازه مطهر یك شهید كه بعد معلوم شد اهل بابل است، درست جلوی سنگر دیدبانی عراقی ها، روبروی ما افتاده بود. بچه های واحد اطلاعات خیلی تلاش كردند او را به عقب بیاورند، اما چون جنازه درست زیر سنگر دیدبانی عراقی ها بود این كار به سادگی ممكن نبود و مخاطرات زیادی داشت. شهید ولی بیگ ناصری كه سرگرد ارتش و خدمه تانك بود هر روز صبح ده بیست گلوله تانك به سمت آن سنگر دیدبانی كه از بتون آرمه بود شلیك می كرد تا شاید بتواند آن را از بین ببرد، اما آن سنگر منهدم نمی شد. سرانجام در همان روزی كه به شهادت رسید توانست آن سنگر را بزند و منهدم كند. در یكی از این روزها كه شهید ناصری با تانك شروع به زدن آن سنگر كرد، بچه های اطلاعات ساعت سه بعد از ظهر خود را به زیر سنگر دیدبانی دشمن رساندند و چون احتمال می دادند پیكر شهید تله شده و عراقی ها در اطراف آن مین گذاشته باشند، یك طناب به پای شهید بستند و آن را به عقب كشیدند. وقتی پیكر شهید به عقب آمد با اینكه حدود یك ماه از شهادتش می گذشت با كمال تعجب مشاهده كردیم جسد كاملا سالم است. پیكر مطهر شهید نه سیاه شده بود و نه عفونت پیدا كرده بود و به غیر از جای اصابت گلوله ها هیچ اثر دیگری در آن دیده نمی شد.




طبقه بندی: شهدا و دفاع مقدس،
[ دوشنبه 24 خرداد 1389 ] [ 11:50 ق.ظ ] [ بسیجی گمنام ] [ دل نوشته ها ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
بک لینک