تبلیغات
بسیجی

بسیجی
قالب وبلاگ

سالها بود که فرزندم ذبیح الله مفقود بود و خبری از او نداشتیم. در سفری که به مکه معظمه داشتم در آنجا از خداوند درخواست کردم بزودی از پسرم خبری برسد. بعد از بازگشت از سفر حج، شبی در خواب دیدم پسرم می گوید: مرا می آورند، شما نگران نباش. چند شب بعد خواهر شهید در خواب می بیند که شهید به او می گوید: مرا می آورند، با این نشانی که پیشانی بند سبزی با شعار ((لبیک یا خمینی)) بر روی پیشانی من بسته شده است.

خواب تعبیر شد. به ما خبر دادند برای تحویل پیکر مطهر شهیدمان به معراج شهدا برویم. طبق نشانیهایی که در خواب داده شده بود، پیشانی بند سبز با شعار ((لبیک یا خمینی)) بر پیشانی شهید بسته شده بود.

چند شب بعد از دفن شهید، خواهر شهید در خواب می بیند برادرش به او می گوید: بدن مرا نشان نامحرم ندهید. خواهرش می گوید: بدن شما را به کسی نشان نداده ایم. شهید اظهار می دارد: همان استخوانهای مرا که از آن عکس گرفته اید بدن من است و من راضی نیستم که بدنم را نامحرم ببیند.

به همین دلیل است که عکس استخوانهای پیکر او را به کسی نشان نمی دهیم.




طبقه بندی: شهدا و دفاع مقدس،
[ پنجشنبه 9 دی 1389 ] [ 05:03 ب.ظ ] [ بسیجی گمنام ] [ دل نوشته ها ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
بک لینک