تبلیغات
بسیجی

بسیجی
قالب وبلاگ

هر روز صبح زود که برای وضو گرفتن می رفتیم، می دیدیم که دستشوییها تمیز است; انگار کسی تازه همه جا را شسته باشد. حتی شیرهای آب را برق انداخته بودند. از هر کس می پرسیدیم، چیزی نمی دانست. پیگیر شدم که بفهمم چه کسی شبها محیط را نظافت می کند. من با برادر جعفرزاده هم اتاق بودم. شبی خوابم نمی برد. دیدم که او بلند شد و رفت بیرون. چند لحظه بعد، من هم پا شدم و دنبالش رفتم. فهمیدم که هر شب قبل از اینکه نماز شب اش را بخواند،اول دستشوییها را نظافت می کند، بعد وضو می گیرد. هیچ وقت ندیدم که نماز شب، زیارت عاشورا و قرآنش را ترک کند. آن شب، وقتی به اتاق برگشت، رویش را بوسیدم. او که دید من همه چیز را فهمیده ام، از من خواست که در این مورد چیزی به کسی نگویم.




طبقه بندی: شهدا و دفاع مقدس،
[ پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389 ] [ 11:28 ق.ظ ] [ بسیجی گمنام ] [ دل نوشته ها ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
بک لینک